سرهنگ محمود قاسمی درباره جزییات این ماجرا به خبرآنلاین گفت: قتل حوالی ساعت 9 شب رخ داده و ما به همراه ماموران ساعت 9 و بیست دقیقه در محل حاضر شدیم . بررسی های اولیه حکایت از این داشت که جسد دختر و پسر جوانی در حالی که با شلیک گلوله به قتل رسیده اند درون خودروی پراید قرار داشت. مطابق با تحقیقات ماموران و کسب اظهارات از سوی همسایه ها مشخص شد مرد جوان که حسین نام دارد با خودروی سانتافه خود در این محل با دختر جوان که رویا نام دارد قرار گذاشته و پس از جر و بحثی که میان آنها رخ داد وی با یک قبضه اسلحه شکاری ابتدا دختر جوان را کشته و سپس به زندگی خود نیز پایان داده است.
او درباره فرضیات مطروحه در خصوص علت این جنایت نیز گفت: فرضیه نخست ما که قوی تر هم هست این است که علت قتل، خواستگاری حسین از این دختر بوده و او به دلیل شنیدن جواب منفی از سوی دختر دست به این کار زده است.
قاسمی شایعات مربوط به کارخانه دار بودن پدران این دو جوان را رد کرد و گفت: هر دو آنها از وضع مالی متوسطی برخوردار بودند و پدرانشان هم شرکتهای کوچکی داشتند و اینگونه نیست که کارخانه دار باشند.
فرمانده نیروی انتظامی لاهیجان همچنین موضوع نامزد داشتن دختر جوان را نیز تکذیب کرد.
بر اساس این گزارش حسین دارای تحصیلات عالیه بوده و دانش آموخته رشته برق در مقطع فوق لیسانس بوده است.
هم چنین سرهنگ فلاح کریمی رئیس پلیس آگاهی استان گیلان در گفتگو با خبرآنلاین، ضمن تایید این خبر گفت: اجساد برای مشخص شدن علت دقیق فوت و هم چنین مشخص شدن موضوع قتل و خودکشی به پزشکی قانونی فرستاده شده اند .
گفتنی است در گزارشهای اولیه از این حادثه گفته شد رویا و حسین هر دو فرزند دو کارخانه دار بزرگ و از خانوادههای شناخته شده لاهیجانی هستند که مدتها قبل با هم در ارتباط بودند.
منبع:خبرانلاین
ادامه مطلب ...معمولاً کوسهها، شیرها و مارها به عنوان مرگبارترین جانوران جهان شناخته میشوند و گرچه آنها هم مسئول رخ ... به نظر من مرگبارترین جاندار روی زمین داعش هست.
ادامه مطلب ...موضوع انشا: پاییز

دوستان و گرامیان با سلام و عرض تبریک به خاطر فرا رسیدن سال تحصیلی جدید.
به مناسبت فرا رسیدن سال تحصیلی جدید و با توجه به وظیفه خطیر و سنگین شما دبیران پرورشی نسبت به شناخت کامل خصوصیات کامل این ایام، مرکز یادگیری سایت تبیان طبق روال همیشه، متنی را ارایه نموده است جهت استفاده در برگزاری مراسم شما عزیزان در مدرسه.
پاییزی با همه ابرهای تیره اش که کشیده می شود روی آبی آسمان در بیشتر روزها شاید
پاییزی پر از باران هایی که یادت می آورند هزاران خاطره ایی را که نباید یا شاید هم می بارند که یادت بیاورند تمامشان را ...
من اما نمی دانم چرا این فصل بی نظیر دلم را با خودش نمی برد
چرا انتظارش را نمی کشم هیچ وقت
چرا آمدنش دلم را تیره می کند
چرا این فصل پر از تحول حتی با تمام رنگ های برگ هایش هم نمی تواند دلم را با خودش ببرد
نمی دانم چرا دوست ندارم بدون چتر زیر باران راه بروم
نمی دانم ...

نمی دانم چرا صدای خش خش برگ ها زیباترین موسیقی این روزهای من نمی شود
آری پاییز که می آید خورشید از من رو برمی گرداند
گرمایش دیگر نوازشگر صورتم نیست
چشم هایم سبزی برگ های درختان را هر روز بهانه می گیرند
آغوشم درختان خفته را نمی خواهد
پاییز انگار می آید تا بسراید دلتنگی را
پاییز انگار می آید تا تمام شادمانی ها و آرزوهای لحظه سال تحویلت را با باران هایش بشوید و تحویل بادهای پاییزیش دهد
پاییز انگار می آید تا ...

پاییز که می آمد اما یک چیز مسلم بود
نوشتن انشایی درباره پاییز
و من همیشه مبهوت بودم چرا برای دبیران من تعداد صفحات مهم تر بود تا کلمات ...
پاییز خود انبوهی است از حرف ها، حس ها و ...
پاییز که بر زبانت جاری می شود دل مخاطبت ضعف می رود برای حال و هوایش
اصلا بدون آن که حرفی زده باشی او زیر باران های پاییزی خیس خواهد شد
و غم غریبی بر دلش خواهد نشست
برگ های ریخته بر زمین زیر پاهایش خرد خواهد شد جوری که تو می توانی صدای خش خش برگ ها را به وضوح بشنوی
شاید نام پاییز را که بیاوری او دیگر هیچ، هیچ چیز نشنود جز صدای نم نم باران که بوسه می زند بر بی رنگی شیشه، بر چتر هایی که دو عاشق زیر آن ها پناه گرفته اند

بر موهای شاعری که می خواهد زیر باران بدون چتر قدم بردارد
نام پاییز را که بیاوری نا خود آگاه کیف های رنگارنگ مدرسه که بر دوش دانش آموزان سوار شده اند، مقابل دیدگانت صف می کشند
نام پاییز را که بیاوری چشم های پر از اشتیاق دانش آموزانی را تصور خواهی کرد که سال ها به انتظار چنین روزی روز شماری کرده بودند
فصلی دل انگیز که با آغازش درخت یادگیری جوانه می زند
و عطر کتاب های جلد شده، مداد و پاک کن های نو فضا را پر خواهد کرد
آری پاییز خود انبوهی است از واژه ها و من همیشه می ترسیدم به او بر بخورد که توصیفش می کنیم
که آن چه را که باید با گوشت و پوست و احساس خود حس کنیم دیگر گفتنی نخواهد بود
اصلا رسمش نیست که تو بگویی و دیگران بشنوند
پاییز را باید نفس کشید
پاییز را باید لمس کرد
پاییز ...
آه
پاییز که می آمد یک چیز مسلم بود
نوشتن انشائی درباره پاییز
و من همیشه مبهوت بودم چرا برای دبیران من تعداد صفحات مهم تر بود تا کلمات...






منبع:تبیان
ادامه مطلب ...